رویش اولین دندون های پارمیس نازم

پارمیس جونی من، نفس مامان، تقریبا یک هفته مونده بود که 5 ماهه شی.از عصری که خونه مامان مینا بودیم همش بی تابی و نا آرومی کردی.شب خیلی زود برگشتیم خونه.گفتیم شاید خیلی خوابت میاد و دلت میخواد خونه باشی.اما دیدیم که نخیییییییر،قصد آروم شدن و خوابیدن نداری یعنی دوست داشتی بخوابی اما نمیتونی و یه مشکل داری.کلی گریه کردی و دل من و بابایی رو هی کباب میکردی.
آخه گوجه فرنگی من شما وقتی که گریه میکنی تمام صورت نازت سرخ سرخ میشه.مامان مینا گفت که میخوای دندون در بیاری ولی همه میگفتن نمیشه که خیلی زوده.حتی فرداش تو رو پیش یه دکتر دیگه بردیم آخه از شانس بد دکتر خودتون سفر خارج از کشور بود، اما اون دکتر هم گفت هنوز زوده 2 ماه دیگه دندون در میاره....غافل از اینکه هیچ کس نمیدونست دخمل من چقدر زرنگه و ماشاالله توی همه کارا از دمر شدن تا دندون در آوردن خیلی فرزه
آره مامانی خلاصه بگم که دو سه روزی خیلی ساکت شده بودی،نه جیغ میزدی نه ورجه وورجه میکردی حتی وقتی بابایی میبردت بیرون توی کوچه که اینقدر دوست داشتی آروم نمیشدی.منم همش ناراحت که یه چیزیت شده و میرفتم یواشکی گریه میکردم.طبق حرف دکتر چه میدونستم که بخاطر دندونته نفسم
تا اینکه بالاخره یه روز مونده به کامل شدن 5 ماهگیت دیدم که دوتا دندون های فک پایینت نیش زده و داره بیرون میاد.کلی خوشحال شدم و جیغ زدم و بوست کردم و عکس دندون های نازت رو واسه همه فرستادم.

انار دونه دونه
بچه ای دارم دردونه
قشنگ و مهربونه
انار دونه دونه
سه چهار روزه که بچم
گرفتار دندونه
انار دونه دونه
توی دهان بچم یه گل زده جوونه
گل نگو مرواریده
مثه طلای سفیده
اینجا تازه نیش زده

اینجا کاملا در اومده و صد برابر خوشمزه تر شدی




رویش اولین دندون های پارمیس نازم 

